- درباب سنت نوظهور شمارههای خوشیمن موبایل در چین
مسالهی نحوهی ورود مدرنیته به کشورها و فرهنگهای مختلف، اگر نگوییم مهمترین، دست کم یکی از بحثبرانگیزترین مسایل در حوزهی اندیشه و فرهنگ کشورهای عقبنگاهداشته شده و در حال توسعه بوده است. چگونگی بومیسازی مدرنیته، و حرکات معکوسی که از لایههای درونی فرهنگ مقصد، برمیخیزد و باعث تلاطم سطح جامعه میشود، در نهایت خطوطی روایی را برمیسازند که از جذابترین صفحات تاریخ معاصر و تاریخ تطور علوم اجتماعی محسوب میشوند.
«لی.لی»، اندیشمند و جامعهشناس چینی، در مقالهای با عنوان «خرافهگرایی یا مدرنیته: نگاهی به سنت نوظهور شمارهی تلفنهای خوشیمن موبایل در چین» یکی از ظواهر این برخورد را مورد بررسی قرار داده و تلاش کرده است به تصویری صحیحتر از روند بومیسازی مدرنیته در این کشور بپردازد. در ادامه نگاهی به این مقاله خواهیم داشت.
الف) در آمد:
بخش درآمد این مقاله، که به شیوهی گزینگویه تنظیم شده است، به هفت بند تقسیم میشود، در این هفت بند نویسنده میکوشد در ابتدا مساله را طرح، و سپس ابعاد مختلف آن را روشن کند. مسالهی اصلی این نوشته، رواج خرید و فروش شمارههای خوش یمن (مثل 8) و بازار کساد شمارههای نحس (مثل4) در کشور چین است. پرسش نگارنده آنست که آیا میتواند رواج این سنت نوظهور {یا مجعول} را نشانهای از موج واکنش به مدرنیته در کشور چین دانست؟ به عبارت دیگر، آنچه دغدغهی اصلی نگارش این مقاله است، مکانیابی مولفههایی همچون خرافهگرایی، سنتپرستی و اعتقاد به نمادهای سنتی در مجموعهی فرآیند دوگانهی پیشرفت یک کشور، که مدرنیزاسیون و جهانیسازی است، و روشنساختن نسبت آن با عقلانیت، که به گمان نگارنده ایدئولوژی هستهای مدرنیته محسوب میشود، است. در این بخش، همچنین نویسنده با مطرح کردن وضعیت مشابهی که در کشور کرهی جنوبی وجود دارد، مورد کرهی جنوبی را همچون، نمونهای برای استانداردسازی تفسیر خویش مطرح میکند، و در نهایت با ذکر بخشبندی و خلاصهای از یافتههای پژوهش خود، بخش مقدماتی مقالهاش را پایان میبخشد.
2) پیشینه:
این بخش، به ذکر پیشینهی ادبیات موجود در این موضوع، و نیز روشنساختن مراجع فرهنگی و ملاکهای فرهنگ مورد بررسی قرار دارد و خود به دو بخش سنتها و سنت نوظهور، و استعمار زیستجهان و رمزهای نمادین تقسیم میشود.
لی لی در بخش سنتها و سنت نوظهور، که بندهای 8-12 را در بر میگیرد، تلاش میکند جایگاهها اعداد خوشیمن در نظام کلی فرهنگ چین را به مخاطب خود نشان دهد، او در این بندها نخست از نگاه کلگرایانه تمدن چینی سخن میگوید و به مخاطب خود یادآوری میکند که در نظام نمادهای چینی، این کل ساختار است که اهمیت دارد و به همین دلیل برای فهم اهمیت هر عنصری در این نظام، باید دیدگاهی کلی از آن ساختار عظیم داشت.
در مرحلهی بعد، نویسنده تلاش میکند خوانندهی خود را با مفهوم «سنت نوظهور» آشنا کند، و این نکته را بررسی کند که آیا میتوان مفهوم «سنت نوظهور» را در مورد اقبال وسیع عمومی به شمارهتلفنهای خوشیمن، به کار برد؟ پاسخ نویسنده به این پرسش مثبت است، اما برای اثبات آن او از چند استدلال سود میجوید: نخست اینکه در نظام فرهنگ چینی، اولویت رمزآلودگی بدون شک به کلمات تعلق میگیرد، و اعداد صرفا در مرحلهی بعدی دارای قدرتهای جادویی فرض میشوند بنابراین تا این اندازه مهم تلقی کردن اعداد، سنتی نوظهور محسوب میشود؛ دلیل دومی که نویسنده ذکر میکند، اعداد خوشیمن در فرهنگ چینی است، او به ما یادآوری میکند که در فرهنگ چینی اعداد «1و3و5و 8« مقدس محسوب میشوند، در حالیکه در این سنت نوظهور، این تنها عدد 8 است که مورد توجه مشتریان قرار دارد، بنابراین میتوان گفت که از این جهت هم، سنت فوقالاشعار، سنتی نوظهور میتواند ارزیابی شود.
و در نهایت نکتهی آخری که نویسنده بر آن تاکید میکند اینست که در این بافتار، رفتارهای با ادعای خرافی یا مذهبی بودن در حوزهی عادتهای روزانهای هستند که در دایرهی «فضای امن هستی شناختی» قرار میگیرند. او این اصطلاح را از گیدنز وام میگیرد و مرادش آن حوزهای است که خلاقیت هستیشناختی هر کسی، به صورت فردی شکوفا میشود و در حوزهی عمومی حلوه میکند، اما ریشهی آن بدون شک در حوزهی خصوصی و فردی است و نمیتواند عمومی فرض شود.
در عنوان دوم این بخش، نویسنده سعی میکند نگاهی شتابزده به لوازم استعمار زیستجهان، مفهومی در اندیشهی هابرماس، به خواننده ارائه کند، او در این توصیف مجمل، نشان میدهد که ورود به بازار هر کشور، و تحت سلطه گرفتن آن، نیازمند انعطاف در برابر زیستجهان کاربران آن و انطباق با شرایط فرهنگی آنان است، بنابراین مطابق آنچه نویسندهی مقاله میگوید میتوان ارزشهایی نمادین را درنظر گرفت که از سوی بازار موبایل و مشتریان آن تشخیص داده شده و بر اساس آن عمل میشود.کارکرد این ارزشهای نمادین برای مشتریان آن بازار، کارکرد هویتبخشی و برای صاحبان بازار، کارکرد استعماری دارد.
3) روششناسی:
در بخش روششناسی، نویسنده کوشیده است مشخصات روششناختی پژوهشش را توصیف کنند، او از مصاحبههای نیمهساختاری و نمونهسازی ساده در گردآوری دادههایش استفاده کرده است؛ او از شیوهی مصاحبهی اینترنتی با استفادهاز نرمافزارهای چت استفاده کرده و به لحاظ جنسیتی نیز، تعادل جنسی میان مصاحبهشوندهها وجود داشته است.
او در ادامه به ذکر ویژگیهای مثبت و منفی روش مختار خود میپردازد و تلاش میکند ترحیح آن را نسبت به روشهای موجود دیگر نشان دهد، و از سوی دیگر خود نیز اعتراف میکند که شاید تنها عیب و ایراد پژوهشش، عدم رعایت تناسب سنی در میان آزمونشوندگان بوده است، چرا که آزمون شوندگان چینی پژوهش وی، از 25 تا 38 سال سن داشته است، او از این نکته این نتیجه را میگیرد که پژوهش وی قادر به مقایسهی میان نسلهای مختلف نیست.
4) یافته ها و مباحث:
لی لی یافتههای پژوهش خود را به سه بخش تقسیم میکند که به ترتیب عناوین «فردی در برابر اجتماعی»، «تداوم و تغییر» و «تصور موفقیت و رمزهای نمادین» را برای آنها انتخاب میکند.
نویسنده در بخش «فردی در برابر اجتماعی» سعی میکند مشاهدات خود را از آزمون شوندگان، در محوری که یک سر آن «امر فردی» و سر دیگر آن «امر اجتماعی» است گنجانده، و انگیزههای افراد مختلف را در این بستهبندی به مخاطب خود عرضه کند. وی با یادآوری اینکه در کشور کره انتخاب چهارشمارهی پایانی شمارهی تلفن، هنگام خرید به عهدهی مشتری گذاشته میشود، بیان میکند که در مشاهداتش به افراد زیادی برخورده است که نه بر اساس اعتقاد به شمارههای خوش یمن، بلکه بر اساس ویژگیهای شخصی خود، از قبیل تاریخ ازدواج، تاریخ تولد و امثالهم انتخاب میکنند. او مثلا از کسی مثال میزنند که شمارهی2684 را از این جهت انتخاب کرده است که الماس گونهاست، و یا کس دیگری شمارهی 1236 را انتخاب کرده که طبق القبای کرهای، مطابق با نام اول خانوادگی خود اوست.
اما او در این بخش به این نکته هم اشاره میکند که از نظر تمام آزمونشوندگان کرهای، عدد هفت نشانهی خوشیمنی است، و بنابراین به خوانندهی غربی یادآوری میکند که این سنت نوظهور، هواداران بسیاری دارد. این امر به خصوص در میان چینیها فراوانی بیشری دارند، لی لی اعتراف میکند که اکثر چینی حاضرند برای عدد 8 قیمت بالاتری بپردازندی، مثلا او از دکتری مثال میزند که استاد دانشگاه است، اما بدون دلیل خاصی به ویژگیهای عدد 8 اعتقاد دارد و حضور آن را در زندگی خود دنبال میکند. این خانم دکتر در مصاحبهی خود میگوید: «شمارهی موبایل من ****8776685 است، و به نظر میرسد برای یک همسر شمارهی مناسبی باشد»، من به عدد 8 و 6 باور دارم، نه! برای این باور خود دلیلی ندارم.... و 4 برای من یک تابو است. من حاضرم پول بیشتری بدهم تا شمارهای را که دوست دارم، در اختیار داشته باشم. و این شماره، همانی است که من واقعا دوست دارم و حاضر نیستم آن را عوض کنم.»
در ادامه لی لی، از آزمون شوندگان میخواهد که نظر خود را دربارهی صاحب شمارهی تلفنی که با 8888 پایان مییابد بیان کنند و برخی از پاسخها:
«او باید یک مرد بسیار بسیار موفق باشد»، «او احتمالا تاجر است، و خرافاتی و سنتی، او دقت زیادی به کارش دارد و احتمالا کمی هم اعتماد به نفس کم دارد» «ابن واقعا شمارهی جالبی است! من یه کم گیج شدم! آه! صاحب این شماره باید مرد باظرفیتی باشد، برام جالبه بدونم چرا اون این شماره رو داره»
نویسنده در پایان این بخش نتیجه میگیرد که باورهای خرافی، تنها بخشی از دلایل انتخاب شمارهی تلفنها هستند، و لزوما انتخاب یک شماره، به معنای گرایش فرد به باورهای سنتی نیست، البته نتایج پژوهش او نشان میدهد که گرایش به این باورها در آزمونشوندگان چینی بیشتر است.
در زیر عنوان دوم این بخش، که «تداوم و تغییر» نام دارد، نویسنده بحث خود را با ریشههای مشترک فرهنگ چینی و کرهای آغاز میکند و یکی از این اشتراکات را نگاه کنفوسیوسی به اعداد میداند. آزمون شوندگان پژوهش وی، در بعضی رویکردها با هم مشترکند، از جمله رویگردانی از عدد 4، پژوهشگر مجموعهای از شماره تلفنها را در اختیار آزمونشوندگان قرار داده است، که برخی از آنها مجانی، و برخی دیگر که شامل اعداد خوشیمن میشوند پولی هستند، و برخی پاسخها را نقل میند:
«برای من مهم نیست که شمارهم با 4444 تمام بشه! این شماره ویژه است و به یاد میمونه. من نمیتونم مثل آب خوردن پول خرج کنم»، البته این دیدگاه چندان بین آزمونشوندگان طرفدار ندارد و اکثر آزمونشوندگان، چه چینی و چه کرهای از شمارههایی که 4 نیز دارند، رویگردانند. نتیجهای که پژوهشگر از این واقعیت میگیرد اینست که : «در عصر افتصاد بازار، باور به شمارههای خوشیمن، بیشتر موضوعی عملی و مادی است تا خرافی. در مورد باور یا ناباوری محض، عدد 8 از آنجهت محبوب شده که هالهای از ثروت را با خود به همراه دارد و طبقهی صاحب آن را به رخ دیگران میکشد»
در بخش سوم با عنوان «تصور موفقیت و رمزهای نمادین»، نویسنده بحث خود را با پیشکشیدن انگارهی شیئای شدن اعداد خوش یمن پیش میبرد. در واقع پژوهشگر به این نتیجه میرسد که اقبال به عدد هشت، نه به خاطر خرافهگرایی یا دیرپایی سنت، بلکه به این خاطر است که اعداد خوش یمن، همچون رمزی نمادین، نمایانگر تصویری موفقیتآمیز از صاحب آن شماره هستند؛ چرا که همه میدانند تنها ثروتمندان و اعضای طبقات مرفه جامعه توانایی خرید چنین شمارههایی را دارند. کنش متقابل انگارهای سنتی (اعداد خوشیمن و نحس) و سازوکار بازار باعث میشود که رمزهایی نمادین به عنوان نشانههایی از موفقیت یا رفاه، در جامعه شکل گیرند و از این طریق از یکسو بازار رونق بیشتری پیدا کند و از دیگر سو، شبکهی متقابل سنتها تقویت میشود. یکی از آزمون شوندگان این پژوهش با نگاهی موید همین نگاه به پژوهشگر میگوید: «بسیاری از رییس روئسا از این شمارهها دارن. من فکر میکنم شمارهی آدم میتونه نشاندهندهی طبقه و ثروت افراد باشه، تا اونجا که من میدونم، این روسای ثروتمند و مسئولان دولتی که در زندگیم دیدم دوست داشتهاند از این شمارههای خوشیمن داشته باشند، من 10 هزار یوان برای یک شمارهی خوش یمن نمیدم، اما میدونی؟ اگر من به اندازهی کافی پولدار بودم، شاید یکی از اون شمارهها میخریدم، کی میدونه؟»
5) جمعبندی:
و بالاخره، در پایان، نویسنده به جمعبندی پژوهش خود بر اساس چهارچوب مفهومیای که ترسیم کرده است میپردازد و این نتیجه را میگیرد که باور به شمارههای خوشیمن، نه بازماندهای از سنتهای قدیمی، بله تجسمی از مدرنیزاسیون است که زیشههای آن به صورت نمادین از باورهای سنتی و ضد مدرن فرهنگ چینی چشمه میگیرد، ولی با ورود فرهنگ چین به مدرنیته، این پدیده نیز تغییر شکل داده و با عصر اقتصاد بازار هماهنگ میشود. در پایان نویسنده میکوشد این موقعیت را با نظریات و تئوریهای اندیشمندان بزرگ علوم اجتماعی معاصر از قبیل گیدنز و هابرماس تطبیق دهد و در واقع، بر این باور است که ظهور این واقعیت در بازار چین، نشانهای از مکانیسم صحیح بومی شدن مدرنیته در این کشور است.