- تجاوز به عنف و مجازات اعدام در گفتگو با یک مقام آگاه به مسایل قضایی کشور
لزومی ندارد به حافظه بلندمدتتان فشار بیاورید. حرفمان حرف دیروز و دیروزها نیست. منظورمان همین اتفاقاتی است که چند وقتی است تیتر یک روزنامهها و صفحههای حوادث شده است. دیگر دوران سارقهای مسلح و دزدان نقابدار گذشته. حالا دیگر آمار بزه آنقدر عمقی و ریشهای رشد کردهاست که تیشه عمود آمده و خورده به ریشه اخلاق در جامعه. فکرش را بکنید از اول سال تا حالا چند تا پرونده سیاه تجاوز به عنف روی صفحات کاهی روزنامهها رد خون و بیآبرویی کشیده. روزهای پایانی پاییز مملو از پروندههای سیاهی بود که خوراک تلخ صفحههای حوادث را حسابی ردیف کرده بودند. به فاصله کمتر از 15 روز ابتدا دختران بیگناه پاکدشتی عفتشان لکهدار شد و بلافاصله بعد از آن جنایت سیاه لواسان رخ داد و روزنامهها مثل همیشه رسالت خبریشان را ادا کردند. همه خبرنگاران حوادث، مو به مو جزئیات خبر وحشتناک آزار و اذیت دختران زیر 15 سال را تشریح کردند. فاجعه آنقدر ابعاد گستردهای داشت که این بار مجلس هم وارد قضیه شد و نیروی انتظامی را موظف کرد تا با عاملان این جنایت سیاه برخورد قضایی کند. پیدا کردن ریشه اتفاقات وحشتناک این سالها در این مجال نمیگنجد، اما گفتگوی نقابدار این شماره ماحرفهای خوبی در باره آن میزند. گفتگو شونده یکی از مقامات آگاه به مسائل قضایی کشور است.
صدر اخبار حوادث در ماه گذشته خبر تجاوز دسته جمعی به یک زن در لواسان بود. اخبار آن را دنبال میکنید؟
بله من هم مثل همه مردم از روزنامهها پیگیر اخبار هستم. اما خب با توجه به اینکه موقعیت شغلی و کاری من طوری است که ایجاب میکند بیشتر از مردم دیگر در بطن حوادث قرار داشته باشم بنابراین با موضوع بیشتر درگیر هستم و بخش قابل توجهی از ذهن و فکر من را به خودش مشغول کرده است. ببینید من میدانم که افراد زیادی اخبار حوادث را دنبال میکند؛ از وکیلها و بازپرسهایی که با متهمها مستقیم در ارتباط هستند تا خلافکارهایی که برای دنبال کردن فعالیتهای پلیس و دستگیری دوستانشان پیگیر خبرها هستند. خانمهای خانهدار هم بخش قابل توجهی ازجمعیت خوانندگان اخبار حوادث هستند.
نظرتان درباره حوادث اخیری که اتفاق افتاد و در روزنامهها و رسانهها بازتاب ویژهای داشت، چیست؟
در اینکه آنها کار سیاه و جنایت کثیفی را مرتکب شدهاند، شکی نیست. اتفاقا از آنجایی که اتفاقهایی از این دست پشتسر هم تکرار شد، شاید این شائبه به وجود بیاید که در این بین کسی کارش را درست انجام نداده که باعث شده به یک باره همه روزنامهها و مجلات روی این قضیه حساس شوند. آزار و اذیت خانمهای بیگناه به طور کلی یک جرم مدتدار است. یعنی علاوه بر جنبه عمومی حکم، باعث میشود تا مدتها خاطره کاری که انجام شده و هتک حرمتی که صورت گرفته بر روان شاکی تاثیر بگذارد. خانمهایی که قربانی این جنایتهای سیاه میشوند به راحتی نمیتوانند به زندگی برگردند. حالا با توجه به این اصل، قانون هم خیلی خوب برای متهمان، مجازات در نظر گرفته است.
به نظر شما دلیل خاصی دارد که این روزها جنایتهای این چنینی به صورت گروهی انجام میشود؟
متجاوزان گمان میکنند اگر تعدادشان در ارتکاب چنین جرایمی زیاد باشد، در مجازات اعدامشان تخفیف داده میشود. این تصور کاملا غلط است. بر اساس آن چیزی که در قانون آمده است: مجازات تجاوز، اعدام است. متجاوزان به ناموس مردم حتی اگر کره زمین را بهعنوان ضمانت گرو بگذارند، نباید آزاد شوند و مجرمان این قبیل جرایم بدانند که زیاد بودن تعدادشان در انجام جرم، کمکی به تخفیف مجازات اعدام آنها نمیکند!
اما این قانون اجرا نمیشود. به نظر شما دلیل خاصی دارد؟
بله قبول دارم. آنطور که در متن قانون آمده، مجازاتها اعمال نمیشود . من هم به نقایص موجود در قانون برای برخورد با متجاوزان انتقاد دارم. مهمترین مسئلهای که امروز سبب شده است کسانی به چنین جرائمی دست بزنند، سرگردانی سیاست جنایی در کشورمان است. همان چیزی که در اصطلاح مردمی به سیاست یک بام و دو هوا معروف است. مسئولان سیاستگذار در خصوص مجازاتها رویهای اصولی و یکنواخت در برخورد با مجرمان ندارند. هرچند مسئولان قضایی کشور بر لزوم مجازاتهای سریع و قاطع با مجرمان تاکید میکنند، اما هنوز جوهر بخشنامه رئیس پیشین قوه قضاییه درباره برخورد با قضات حبسگرا خشک نشده است، برداشتهای متفاوتی از آن صورت میگیرد.
اما در بحث حقوقی برخورد با متجاوزان باز هم همه تصمیمگیریها نشان میدهد که نفع متجاوز بیشتر از قربانیان لحاظ شده است.
بررسی احکام اجرا شده در خصوص متجاوزان به عنف نشان میدهد تنها شمار اندکی از آنها مجازات شدهاند که شاید یکی از دلایلش نگرانی برخی قضات از صدور حکم اعدام باشد. مجازاتهای در نظر گرفته شده برای این جرم بازدارنده است اما باید دید این مجازاتها تا چه حد اجرا میشود! گاهی دیده میشود که سیستم کیفری، نیروی انتظامی و... برای دستگیری و صدور حکم مجرم تلاش میکنند اما دستهایی پنهان با اعمال نفوذ مانع اجرای حکم میشوند یا قضات از روی خیرخواهی در صدور حکم اعدام تعلل میورزند. گاهی اجرای حکم آنقدر به تاخیر میافتد که زیاندیده از پیگیری پرونده پشیمان میشود. یادتان باشد مجازاتها باید بازدارنده باشد، اما همیشه این احتمال را هم در نظر بگیرید که شاید اشتباهی رخ داده باشد و مجرم مستحق مجازات اعدام نباشد. اعدام، مجازات سنگینی است که اگر قاضی به اشتباه آن را صادر کند امکان برگشت و اصلاحش پس از اجرایی شدن وجود ندارد و به همین سبب قضات در صدور آن محافظه کارانه عمل میکنند. تجاوز به عنف در قانون به معنای هتک حیثیت یک فرد، بدون رضایت اوست. اما در 90درصد پروندههایی که با عنوان تجاوز به ما ارجاع داده شده است تشخیصمان زنای معمولی بوده و تجاوزی رخ نداده است.
متن کامل این گفتگو را در ماهنامه مهرنو بخوانید.