گفتاری از دکتر نوربخش ، رییس مرکز مطالعات بین المللی دینی دانشگاه تهران در سمینا ملی مطالعات فضای مجازی
باید اعلام کرد که هرزهنگاری بخش قابلتوجهی از دنیای اینترنت را تسخیر کرده و کاربران اینترنتی به شکلهای مختلفی تولید و از آن استفاده میکنند.
در ایران متاسفانه به دلیل اینکه مرجع دقیقی نیست که بتوانیم آمار و ارقام رسمی و درستی را از هرزهنگاری داشته باشیم، برای رسیدن به این آمار از روشهای جایگزین استفاده کردیم.
البته این موضوع در گذشته هم در همه جوامع بوده و با عکس، فیلم و... منتشر میشده است، اما الان با توسعه اینترنت این قضیه ابعاد دیگری پیدا کرده است.
باید توجه داشت که مراجعه به این سایتها - فارغ از اینکه خودش جرم هست یا نه - میتواند منشاء و زمینهساز خیلی جرمهای دیگر اجتماعی باشد. مشکل بعدی ترویج روشهای غیراخلاقی و ناسالم ارضاء جنسی است. این مسئله هم از نظر اخلاقی و هم از بعد بهداشتی و مسائل مختلف اجتماعی در حقیقت شیوههایی را ترویج میکند که میتواند هم غیراخلاقی باشد و هم ناسالم. و البته یکی دیگر از آسیبهای جدی این مسئله، سست شدن پایبندی به ارزشهای دینی است.
اگر ما این مسئله را به عنوان یک انحراف اجتماعی مطرح کنیم، باید به دنبال علل این انحراف هم باشیم. انحرافات اجتماعی گاهی علت جسمانی دارند، گاهی منشاء روحی و عصبی دارد و گاهی علل صرفا اجتماعی دارد که البته این، موضوع بحث این مقاله نیست. اما مشکل بزرگتر اینجاست که این انحرافات گاهی علاوه بر جنبه فردی، وجه جمعی هم پیدا میکند.
الان خیلیها به این مسئله به عنوان صنعت نگاه میکنند و یک شغل شده است. سود کل هرزهنگاری در سال 2007 حدود 17 میلیارد دلار تخمین زده شده، اما در سال 2009 فقط درآمد فیلمهای هرزهنگاری تولید و توزیع شده در آمریکا برابر این مبلغ بوده است. براساس آخرین آمار در هر ثانیه 3000 دلار در صنعت هرزهنگاری صرف میشود و 28 هزار کاربر اینترنتی در حال مصرف محتوای هرزه نگاری هستند.
بنابراین هرزهنگاری تبدیل به یکی از پردرآمدترین صنعتهای دنیا شده است. شاید تصور کنید که این تنها مشکل غرب است و جامعه ما از این مسائل به دور است. ما البته منابعی نداشتیم که بتوانیم خیلی مستقیم این قضیه را بررسی کنیم، ولی با یک سری شاخصهایی میشود این قضیه را متوجه شد.
سایتهایی وجود دارد که اعلام میکند از کدام کشور کدام کلمه جستوجو شده است و براساس گزارش همین سایتها، جستوجوی کلمه «سکس» از ایران بسیار بالا بوده است. در بقیه موتورهای جستوجو هم این کلمه و کلمات مشابه آمار بالایی دارند. بخش قابلتوجهی از این جستوجوها را عمدتا کودکان، نوجوانان و جوانان داشتهاند.
نمیتوان به گزارشها به دیده تردید نگاه کرد، چون نگاه جامعهشناختی هم تا حدودی ماجرا را تایید میکند. متاسفانه بسیاری از شاخصهای انحرافهای اجتماعی در جامعه ما وجود دارد. جامعه ما جوان و از نظر فساد و بیکاری در معرض خطر است. شاخصهایی مثل رشد اعتیاد به هر حال در بین جوانان هست و در کنار اینها دیگر انحرافات مشابه هم رشد میکند.
مسئله خیلی پیچیده است. حتی وقتی ما نخواهیم هم ممکن است با چنین پدیدهای مواجه شویم. تاثیرات منفی مواجهه با هرزهنگاری ناخواسته، که تعداشان هم کم نیست را نباید دست کم گرفت. نتیجه چنین موقعیتی برای نوجوان، تحریکات جنسی و جستوجویهای آگاهانه بعدی به دنبال این نوع سایت هاست. خیلی وقتها با کنجکاوی شروع میشود و بعد در مسیرهای دیگری ادامه پیدا میکند.
میانگین سنی اولین مواجهه با محتوای هرزهنگاری در اینترنت به 11 سال رسیده است. یکی از مهمترین دلایلش هم افزایش تعداد این سایتهاست که احتمال برخورد تصادفی نوجوانان را بیشتر میکند. مسائل دیگری هم هست، مثل گمنام بودن تولیدکننده و مصرفکننده صفحات که یکی از علتهایش این است که افراد گمنام هستند و اینترنت هم به سهولت در دسترس همه هست.
به هر حال هرزهنگاری پدیده جدیدی نیست، اما این ابعادش یک پدیده کاملا مدرن است. در خصوص ممنوع بودن یا غیر ممنوع بودن این صفحات در کشورهای مختلف قوانین مختلفی وجود دارد و در ایران هم کودکان یک مخاطب جدی هستند، اما راه مقابله چیست؟
فیلترینگ راه مقابلهای است که ما از سال 1381 و با نخستین مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره اینترنت آغاز کردهایم و تا الان هم با جدیت تمام پیگیری شده است.
فیلترینگ گاهی اینقدر شدید است که شما اگر یک صفحه معمولی هم بخواهید ببینید، کافی است شبیه کلمات فیلتر شده در آن باشد تا اصلا شما نتوانید این صفحه را باز کنید. ولی آیا این سیاست درست است؟
البته برخوردهای امنیتی هم شده، مثلا گرداب که توسط سپاه پاسداران پیگیری شد و قانون جرایم رایانهای. با همان نگاه جامعهشناختی میگویم که این روشها ممکن است مفید باشد ولی حتما کافی نیست.
اینجا بحث آگاهی اهمیت فوق العادهای دارد. آگاهی بخشیدن به خانوادهها به خصوص در یک فضای جدید و مجازی و مبتنی بر ویژگیها و قابلیتهای اینترنت به نظر من میتواند بسیار مهم باشد. اندیشمندان از این آگاهی تعبیر به سواد رسانهای میکنند، مثل سواد خواندن، سواد نوشتن، به این میگویند سواد رسانهای.
باور کنید خیلی از خانوادهها اطلاع کافی ندارند و اساسا اینترنت، کامپیوتر و مسائل حاشیهایاش را نمیشناسند. باید خانوادهها را آموزش داد. نرم افزارهای خانگی تولید کرد که خانوادهها بتوانند به اندازهای که میخواهند فرزندشان را کنترل کنند.
برگزاری کلاسها و اردوهای آموزشی حتما بیشتر از کنترل فیزیکی کاربرد خواهد داشت. ما باید روشهای مبتنی بر آگاهی، تصمیم و انتخاب فرزندانمان را آزمایش کنیم. یعنی شرایط جوری باشد که اگر او در یک کشور اروپایی زندگی کند و همه چیز در اختیارش باشد، باز هم با اختیار و آگاهی راه سالم را انتخاب کند.
فراموش نکنیم فرد دیگری ممکن است در یک جامعه به ظاهر یا با سمبلهای اسلامی زندگی کند، ولی به شدت در معرض این مسائل قرار بگیرد.
مجموعه گفتارهای سمینار ملی مطالعات فضای مجازی را در ماهنامه مهرنو بخوانید.