- خانوادههاي معتادان تفاوت چشمگيري با خانوادههاي عادي دارند.
يك روانپزشك گفت: خانوادههاي معتادان، تفاوت چشمگيري با خانوادههاي عادي دارند، به گونهاي كه روابط زوجين، روابط اجتماعي خانواده و نيز كاركردهاي مختلف خانواده نظير كاركرد عاطفي، اقتصادي، آموزشي و ... مختل ميشود كه هر كدام از اين موارد ميتواند منشاء مشكلات عديدهاي براي خانواده محسوب شود.
حميد طاهرخاني اظهار داشت: رابطه خانواده و اعتياد يك رابطه يك طرفه نيست، بلكه يك رابطه چند سويه و پيچيده است. از طرفي وجود شاخصهايي در خانواده در بروز اعتياد نقش اساسي دارد و طبيعي است كه در خانوادههاي از هم گسيخته، كمسواد و يا با والدين معتاد، به علت عدم شكلگيري كامل شخصيت اجتماعي و اختلال در كنترل اجتماعي اعتياد زمينه بروز بيشتري خواهد داشت.
وي افزود: از طرف ديگر اعتياد ممكن است در خانودههاي به ظاهر سالم و كامل نيز بروز كند يا در برخي خانوادههاي مستعد اعتياد، فرزندان با توجه به ويژگيهاي فردي و يا يافتن تكيهگاههايي غير از خانوده به اعتياد آلوده نشوند.
طاهرخاني تصريح كرد: اعتياد گستره وسيعي از افراد را در خانواده متاثر مينمايد.
وي اضافه كرد: همسران افراد معتاد، در مورد خود، وضعيت زندگي و آينده خانوده خود در رنج و عذاب هستند. اضطراب آنها برايندي از اشتغال ذهني آنها در مورد بيفرجامي و از هم پاشيدگي زندگي است. آنها به دليل فشار كارهاي منزل، مشكلات اقتصادي ناشي از بيكاري همسر، يكنواختي زندگي، عدم رابطه صميمانه با همسر و ... مضطرب و افسرده هستند.
طاهرخاني در خصوص پيامدهاي اعتياد در رابطه با فرزندان گفت: اعتياد، همه كاركردهاي اساسي خانواده در رابطه با فرزندان از جمله كاركرد اقتصادي و خدماتي، تعيين پايگاه اجتماعي فرزندان، جامعهپذيري فرزندان، آموزش مذهب به كودكان و نوجوانان، حمايت معنوي و عاطفي فرزندان، روابط اجتماعي خانواده و ... را دچار اختلال ميكند. نحوه ارتباط فرزندان خانوادههاي داراي والد معتاد با والدين، همراه با احترام قابل انتظار نيست.
اين متخصص روانپزشكي يادآور شد: در اعتياد نيز همانند بسياري از معضلات ديگر به نظر ميرسد كه پيشگيري بهتر از درمان است و به همين دليل طي سالهاي اخير تلاش بسياري شده است كه با آموزش در مورد خطرات اعتياد و عوارض آن و يا نشاندادن چهرههاي معتادان به انتها رسيده در رسانهها در جهت ارتقاي آگاهي مردم و جوانان و پيشگيري از اعتياد قدم بردارند. اما بايد پرسيد چرا نتيجه مطلوب حاصل نشده است؟
وي گفت: علت اين موضوع اين است كه مسئله اعتياد به اين سادگيها نيست. اين بيماري علت مشخصي ندارد و مجموعهاي از عوامل در بروز آن دخالت ميكنند. خيلي سادهانگارانه است كه فكر كنيم با نشاندادن بعضي حالات تحقير آميز از معتاد و چند پيام بهداشتي بتوانيم جلوي اين معضل اجتماعي را بگيريم. بايد به صورت ساختاريتر به موضوع نگريست يعني از سنين پايين افراد را در مقابله با مشكلات توانمندتر كرد.
طاهرخاني خاطرنشان كرد: در واقع بايد مستقيماً در مورد اعتياد صحبت نكنيم بلكه تسلط فرد را بر دوستيابي، معاشرت موثر و مهارتهاي اجتماعي افزايش دهيم، در عين حال تلاش كنيم اختلالات نسبتاً پنهان مانند افسردگيها يا اضطرابهايي كه به صورت مشكلات رفتاري نظير پرخاشگري و پناهبردن به روابط غيرسازنده خود را نشان مي دهد را شناسايي كرده و درمان كند.
وي اضافه كرد: در اينجاست كه نقش خانواده برجستهتر ميشود، در واقع خانواده هم بايد به اعضاي خود كمك نمايد و هم خود نياز به كمك دارد. از خانوادهاي كه خود درگير مشكلات عاطفي، اقتصادي و فرهنگي است خيلي نميتوان انتظار توجه به مسائل بنيادي داشت. به نظر ميرسد كه شخص درگير اعتياد و خانواده براي حل نسبي مشكلات بايد مسئولانهتر با موضوع برخورد كنند.
طاهرخاني افزود: همه اعضاي خانواده بايد در حل مشكلات ارتباطي درونخانوادگي با انجام مشاورههاي فردي و خانوادگي بكوشند و از درمان اختلال روانشناختي احتمالي همچون افسردگي، اضطراب، وسواس و... اجتناب نكنند. نسبت به اعضاي جوانتر و غير معتاد حساس بوده و با اطلاع كافي از صفات شخصيتي آنان، برقراري ارتباط صحيح، تقويت اعتماد به نفس آنان، اهميتدادن به ارزشهاي معنوي و پرهيز از سرزنش و تحقيرشان، موجب ورود معتاد ديگري به اجتماع نشوند.